taraneonlineicon
@»» فرهنگ و هنر و دانایی - ترانه آنلاین
X
تبلیغات
رایتل

ترانه آنلاین

@»» فرهنگ و هنر و دانایی

@»» فرهنگ و هنر و دانایی

دیگر، تندی و تیزی عادت مکن و زحلم خالی مباش ولکن یکباره چنان مباش نرم که از خوشی و نرمی بخوردندت و نیز چنان درشت مباش که هرگز به دست نسپاوندت.


فرهنگ و هنر و دانایی

تن خویش را بعث کن به فرهنگ و هنر آموختن، و این تو را به دو چیز حاصل شود: یا به کار بستن چیزی که دانی، یا به آموختن [آن چیز] که ندانی.

حکمت: و سقراط گوید: هیچ گنجی بهتر از هنر نیست و هیچ دشمن بتر از خوی بد نیست و هیچ عزی بزرگوارتر از دانش نیست، و هیچ پیرایه، بهتر از شرم نیست. پس آموختن را وقتی پیدا مکن 1 چه درهر وقت و در هر حال که باشی، چنان باش که یک ساعت از تو در نگذرد تا دانشی نیاموزی و اگر در آن وقت، دانایی حاضر نباشد از نادانی بیاموز که دانش از نادان نیز آموخت. از آنکه هر هنگام که به چشم دل در نادان نگری و بصارت2 عقل بر وی گماری آنچه تو را از وی ناپسند آید دانی که نباید کرد چنانکه اسکندر گفت:

حکمت: من منفعت نه همه از دوستان یابم، بلکه از دشمنان نیز یابم از آنچه اگر [در] من فعلی زشت بود، دوستان به موجب شفقت بپوشانند تا من ندانم، و دشمن بر موجب دشمنی بگوید تا مرا معلوم شود؛ این فعل بد را از خویشتن دور کنم، پس آن منفعت از دشمن یافته باشم نه از دوست. تو نیز دانش آموخته باشی که از دانایان.

و بر مردم واجب است چه بر بزرگان و چه بر فروتران هنر و فرهنگ آموختن که فزونی بر همسران خویش به فضل و هنر توان یافت؛ چون در خویشتن هنری نبینی که در امثال خویش نبینی همیشه خود را فزون تر از ایشان دانی و مردمان نیز تو را افزون تر دانند از همسران تو به قدر فضل و هنر تو.

و چون مرد عاقل بیند که وی فزونی نهادند بر همسران وی به فضلی و هنری، جهد کند تا فاضلتر و بهره مندتر شود و هر آنگاه که مردم چنین کند بس دیر برنیابد تا بزرگوارتر هر کسی شود.

و دانش جستن، برتری جستن باشد بر همسران و مانند خویش و دست باز داشتن از فضل و هنر، نشان خرسندی بود بر فرومایگان و آموختن هنر و تن را مالیده داشتن از کاهلی سخت سودمندست که گفته اند:

کاهلی فساد تن بود و اگر تن تو را فرمان برداری نکند نگر تا ستوه نشوی، ازیرا که تنت از کاهلی و دوستی آسایش، تو را فرمانبردار از آنکه تن ما را تحریک طبیعی نیست و هر حرکتی که تن کند به فرمان کند نه به مراد؛ که هرگز تا نخواهی و نفرمایی تن تو را آرزوی کار کردن نباشد پس تو به ستم، تن خویش را فرمان بردار گردان و به قهر او را به اطاعت آور که هر که تن خویش را مطیع خویش نتواند گردانید، وی را از هنر بهره نباشد و چون تن خویش [ار فرمان بردار خویش] کردی به آموختن هنر سلامت دو جهانی اندر هنرش بیابی و سرمایه همه نیکی ها اندر دانش و ادب نفس و تواضع و پارسایی و راستگویی و پاک دینی و پاک شلواری وبی آزاری و بردباری و شرمگنی شناس. اما به حدیث شرمگنی، اگر چه گفته اند "الحیاء من الایمان" بسیار جای بود که حیا بر مرد و بال بود. و چنان شرمگن مباش که از شرمگنی در مهمات خویش تقصیر کنی و خلل در کار تو آید که بسیار جای بود که بی شرمی باید کرد تا غرض حاصل شود. شرم از فحش و ناجوانمردی و نا حفاظی و دروغزنی دار. از گفتار و کردار با صلاح شرم مدار که بسیار مردم بود که از شرمگنی از غرضهای خویش بازماند.

همچنانکه شرمگینی نتیجه ایمان است، بی نوایی نتیجه شرمگینی است. جای شرم و جای بی شرمی بباید دانست3 و آنچه به صواب نزدیک تر است همی باید کرد که گفته اند مقدمه نیکی شرم است و مقدمه بدی بی شرمی است. اما نادان را مردم مدان و دانای بی هنر را دانا مشمر و پرهیزگار بی دانش را زاهد مدان. و با مردم نادان صحبت4 مکن خاصه با نادانی که پندارد داناست.

و بر جهل خرسند مشو و صحبت جز با مردم نیکنام مکن که از صحبت نیکان مردم نیکنام شود چنانکه روغن کنجید از آمیزش با گل و بنفشه که به گل و بنفشه اش باز می خوانند از اثر صحبت ایشان.

آنچه به صواب نزدیک تر است همی باید کرد که گفته اند مقدمه نیکی شرم است و مقدمه بدی بی شرمی است. اما نادان را مردم مدان و دانای بی هنر را دانا مشمر و پرهیزگار بی دانش را زاهد مدان. و با مردم نادان صحبت مکن خاصه با نادانی که پندارد داناست.

و کردار نیک را ناسپاس مباش و فراموش مکن و نیازمند خود را به سر باز مزن که وی را رنج نیازمندی بس است خوشخویی و مردمی پیشه کن و ز خوی های ناستوده دور باش و بی سپاس و زبان کار مباش که ثمره زیان کاری رنج مندی بود و ثمره رنج نیازمندی بود و ثمره نیازمندی فرومایگی و جهد کن تا ستوده خلقان باشی و نگر تا ستوده جاهلان نباشی که ستوده عام، نکوهیده خاص بود چنانکه در حکایتی شنودم.

حکایت: گویند روزی "فلاطُن" نشسته بود از جمله خاص آن شهر، مردی به سلام او اندر آمد و بنشست و از هر نوع سخنی همی گفت در میانه سخن گفت: ای حکیم امروز فلان مرد را دیدم که سخن تو می گفت و تو را دعا و ثنا همی گفت و می گفت افلاطن بزرگوار مردی است که هرگز کس چنو نبوده است و نباشد.

خواستم که شکر او را به تو رسانم افلاطون چون این سخن بشنید، سر فرو برد و بگریست و سخت دل تنگ شد. این مرد گفت: ای حکیم، از من چه رنج آمد تو را که چنین تنگ دل گشتی؟ افلاطون گفت: از تو مرا رنجی نرسید ولکن مرا مصیبتی ازین بتر چه بُود که جاهلی مرا بستاید و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم که کدام کار جاهلانه کردم که به طبع او نزدیک بود که او را آن خوش آمد و مرا بدان بستود؟ تا توبه کنم از آن کار و این غم مرا آنست که مگر من هنوز جاهلم، که ستوده جاهلان، جاهلان باشند. و هم درین معنی حکایت دیگر یاد آمد.

حکایت چنین شنیدم که محمدبن زکریارازی رحمةالله می آمد با قومی از شاگردان خویش، دیوانه ای پیش ایشان اوفتاد، در هیچ کس ننگریست مگر در محمدبن زکریا و نیک درو نگاه کرد و در روی او بخندید. محمدبن زکریا باز خانه آمد و مطبوخ افتیمون5 بفرمود پختن و بخورد. شاگردان گفتند که: چرا مطبوخ خوردی؟ گفت: از بهر آن خنده دیوانه که تا وی از جمله سودای، جزوی با من ندید، با من نخندید، چه گفته اند: "کل طایر بطیر مع شکله"6دیگر، تندی و تیزی عادت مکن و زحلم خالی مباش ولکن یکباره چنان مباش نرم که از خوشی و نرمی بخوردندت و نیز چنان درشت مباش که هرگز به دست نسپاوندت7. و با همه گروه موافق باش که به موافقت از دوست و دشمن مراد حاصل توان کرد. و هیچ کس را بدی میاموز که بد آموختن دوم بدی کردن است. و اگر چه بی گناه، کسی تو را بیازارد تو جهد کن تا تو او را نیازاری که خانه کم آزاری در کوی مردمی است. واصل مردمی گفته اند که کم آزاری است. پس اگر مردمی کم آزار باش.

دیگر: کردار با مردمان نیکو دار از آنچه مردم باید که در آینه نگرد اگر دیدارش8 خوب بود باید کردارش چو دیدارش بود که از نیکوی زشتی نزیبد. نشاید که از گندم جو روید و از جو گندم. و اندرین معنی مرا دو بیت است:

پس اگر در آینه نگرد، روی خویش زشت بیند هم باید که نیکی کند که اگر زشتی کند بر زشتی فزدوه باشد و بس ناخوش و زشت بود دو زشتی به یکجا. و از یاران مشفق و آزموده نصیحت پذیرنده باش و با ناصحان خویش هر وقت به خلوت باش، ازیرا که فایده تو ازیشان به وقت خلوت باشد. و چنین سخنها که من یاد کردم بخوانی و بدانی و بر فضل خویش چیره گردی، آنگاه به فضل و هنر خویش غره مباش. و مپندار که تو همه چیز بدانستی، خویشتن را از جمله نادانان شمر که دانا آنگه باشی که بر دانش خویش واقف گردی.

پی نوشت ها:

1- معنای جمله: برای آموختن، وقتی معین مساز (همه وقتها وقت آموختن و یادگیری است.)

2- بصارت: بینش.

3- روشن است که منظور نویسنده در اینجا به اصطلاح امروز "خجالتی نبودن" است. چون افراد خجول، گاهی از دریافت حق خود باز می مانند.

4- همصحبت: همنشینی

5- مطبوخ افتیمون: جوشانده افتیمون، گیاهی از تیره پیچکیان که داروی جنونش می دانسته اند (معین)

6- "کل طایر یطیر مع شکله": هر پرنده ای با پرنده همسانش پرواز می کند.کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز.

و همچنین با توجه به متن که خوش آندم دیوانه است، این تمثیل نیز به ذهن متبادر است که: دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید.

7- پساویدن: لمس کردن.

8- دیدار: چهره



قابوسنامه، به اهتمام دکتر غلامحسین یوسفی، ص 23- 38
نظرات (22)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
وب قشنگی داری.احساسات قشنگی هم داری دلم میخواست چندتا از موسیقی هات رو دانلود کنم اما چون سرعت اینترنتم خیلی کمه نمی تونم
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 09:56
امتیاز: 0 0
سلام وبلاگ توپپپپپپپپپپییییییییییییییییییی داریاااااااااااااا
موفق باشی
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 12:38
امتیاز: 0 0
سلام دوست عزیز وب باحالی داری موفق باشی
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 15:00
امتیاز: 0 0
سلام خوبی مرسی که سر زدید
ایول داره این وبلاگ عالیه خوشم اومد ایول داری
بازم میام سر بزن منتظرم
خیلی باحال درست کردی
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 17:40
امتیاز: 0 0
سلام وبلاگه خوبی داری ممنون که بهم سر زده بودی...........
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 17:43
امتیاز: 0 0
salam man weblog shoma ro link kardam shoma ham male mano link konid

آونگ موزیک
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:00
امتیاز: 0 0
[:S007:]
سلام وبلاگی خیلی خوبی داری تبریک میگم .
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:05
امتیاز: 0 0
سلام ممنون که بهم سر زدی و نظر دادی راستش شمارو من بجا نیاوردم منظورتونو از اینکه هستم یا نه رو نفهمیدم اگه بهم بگین ممنون میشم قربان شما عاطف مدیر وب تنهاتر از تنهایی
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:15
امتیاز: 0 0
آدم گیج می شه!!
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:25
امتیاز: 0 0
سلام وبت خیلی عالیه
لینکت کردم میتونی منو با اسم روباتیک والکترونیک لینک کنی
موفق باشی
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:31
امتیاز: 0 0

____█████♥◊_ ♥_◊♥█████
___██♥◊◊◊◊██_██◊◊◊◊♥██
_██♥◊◊___◊◊█_█◊◊___◊◊♥██
██♥◊◊_____◊◊█◊◊_____◊◊♥██
██♥◊◊______◊◊◊______.◊◊♥██
██♥◊◊____ آرزو مــنـــد ___◊◊♥██
_██♥◊◊___ آرزوهـــای ___◊◊♥██
__██♥◊◊__ _______ __◊◊♥██
____██♥◊◊__ ----- __◊◊♥██
______██♥◊◊____◊◊♥██
________██♥◊◊◊◊♥██
__________██◊♥◊██
_____________██
_____________.█
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:33
امتیاز: 0 0
عالی مثل خودت مهربون
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:41
امتیاز: 0 0
با سلام.سایت شما اطلاع رسانی شد.موفق باشید
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 18:58
امتیاز: 0 0
بابا شما که از ما توپتری وبتو برم چه خوشمله افریت واقعا افرین خیلی زیباست مطالبش هم همینطور افرین من نه توپ نیستم من ادمم اونم از نوع پسرشخوشحال شدم که بهم سر زدین براتون ارزویه بهترینا رو میکنم.
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 19:10
امتیاز: 0 0
ممنون از اینکه نظر دادی . بلاگت حرررررررررررررررررففففففففف نداره.
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 19:24
امتیاز: 0 0
سلام من اومدم و سر زدم وبلاگ تو خیلی زیباست . موفق باشین
به این وبلاگی که من ساختم هم سر بزن
جدیده :kahkeshani-abi.blogfa.com
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 19:53
امتیاز: 0 0
از وبلاگ من هم دیدن کنید
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 20:35
امتیاز: 0 0
سلام ترانه جان...وبلاگت خیلی خوبه...همه چی توش پیدا میشه...ممنون
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 20:53
امتیاز: 0 0
سلام

ترانه جان ایمیل تو بهم میدی یک پیام زیبا دارم میخواهم برات بفرستم

ممنون
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 21:11
امتیاز: 0 0
سلام
خوشحال میشم تبلیغات رو به چشم خودم ببینم و اینکه واقعا آمارم زیاد میشه یا نه
شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 22:25
امتیاز: 0 0
سلام وبلاگت خیلی عالیه...
خیلی از آهنگایی که داری رو دوست دارم
موفق باشی
یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 19:47
امتیاز: 0 0
سلم عزیز شما هم خوب کار میکنی ایول فقط اگه وب منم لینک کنی ممنون میشم دمت گرم البته فکر کنم نمیشه وبلاگ با سرور مختلف لینک کرد حالا شما سعیت رو بکن یا بگو که مثلا وب مال بلگفایه شما فقط اسمو بده ایول ........................
یکشنبه 3 مهر‌ماه سال 1390 ساعت 22:25
امتیاز: 0 0